الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
78
تفسير مجمع البيان (فارسى)
آيات قرآنى ) همين است كه يعنى خدا ميداند . « فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ » يعنى شما و خدايانتان هر نقشه و نيرنگى ميخواهيد براى من بكشيد و مهلتم ندهيد ، زجاج گفته : اين از بزرگترين معجزات انبياء الهى است كه آنها يك تنه در مقابل امتهاى خود كه همگى بر ضدّ آنها قيام ميكردند ميايستادند ، و آنها را با بيانهايى نظير بيان فوق بمبارزه ميطلبيدند ، چنانچه در اينجا هود ميگويد : « كيدونى . . . » و هيچكداميك از آن مردم نتوانستند زيانى بوى برسانند ، و نوح نيز بقوم خود گفت : « فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ . . . » « 1 » و پيغمبر ما - صلى اللَّه عليه و آله - نيز فرمود : « فَإِنْ كانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ » « 2 » - اگر نقشهاى ( براى من ) داريد بكشيد ( و كارى اگر از عهدهء شما ساخته است انجام دهيد ) . و امثال اين گفتار جز از افرادى كه به يارى و نگهدارى خدا اطمينان دارند و ميدانند كه خداوند آنها را از شرّ دشمنان نگاه ميدارد ، سر نميزند . و اظهار نمىشود . « إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ » هود عليه السلام دنبالهء گفتار خود را ادامه داده گفت : كه من كار خود را بخداى سبحان واگذار كرده و بفرمانبردارى و اطاعت او تمسك جسته و نافرمانيش را ترك كردهام ، و حقيقت معناى توكل به خدا همين است ( كه انسان از وى فرمانبردارى كرده و گناه نكند ) . « ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها » و هيچ حيوان جاندارى نيست كه روى زمين حركت و جنبش كند جز آنكه خدا فرمانروا و مالك آن است كه بهر گونه بخواهد آن را بگرداند و مقهور خويش سازد . و گرفتن « ناصيه » - موى سر يا موى جلوى آن - ( كه خداوند بدان تعبير فرموده ) كنايه از همين معناى قهر و قدرت است ، زيرا كسى كه موى سر كسى را در دست گيرد او را مقهور و ذليل خود ساخته است . « إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » يعنى خداى تعالى با اينكه قاهر و قادر است اما با بندگان خويش از روى عدالت رفتار مىكند ، و معناى جمله اين است كه خدا عادل
--> ( 1 ) - سورهء يونس آيهء 71 - ترجمه و تفسيرش در جلد يازدهم گذشت . ( 2 ) - سورهء مرسلات آيهء 39 .